ویژگی های انسان سالم


1- انسان سالم امکانات، خواسته ها،توانایی ها و اهداف و علائق خود را می شناسد.

ما چقدر اهداف و علائق خودرا می شناسیم، آیا می دانیم در چه زمینه هایی توانایی و استعداد بیشتری

داریم، چقدرامکانات و خواسته های خود را می شناسیم؟ آیا می دانیم برای چه زندگی می کنیم؟ برای چه کار

و می کنیم و شغلی را انتخاب کرده ایم، یا دانشگاه رفتیم و این رشته ایی که در آن مشغول تحصیل هستیم را

انتخاب کرده ایم، چرا ازدواج می کنیم، یا کرده ایم و برای چه دارای فرزند می شویم؟بیشتر مردم نمی دانند

برای چه زندگی می کنند و چه از زندگی خود می خواهند. انسان سالم برای خود و شناخت خودوقت می گذارد

تا توانایی ها، استعداد ها، اهداف و علائق خود را بشناسد. ما چقدر وقتمی گذاریم.

با خود عهد کنیم و ماهی یکبار با خود یک ساعت خلوت کرده و در مورد اهداف خود و مسیری که طی یک

ماه گذشته رفته ایم را بررسی کنیم و مراقب باشیم که از مسیر خارج نشویم. هر قدمی که می خواهیم

برداریم از خود بپرسیم برای چه؟ و چه می خواهم؟

2- انسان سالم در برابر وقایع و اتفاقات سخت زندگی احساس یأس و ناامیدی نمیکند.

انسان سالم می داند که هیچ زندگی آرمانی برای هیچ ابوالبشری وجود ندارد، لکن از تلاش و کوشش باز

نمی ایستد واگر زمانی هم با مانع روبرو شود ضمن اینکه دچار یأس و ناامیدی نمی گردد، آن را مانع ندیده

بلکه آن را تنگنایی تلقی می کند که با کمی درایت می توان از آن گذشت.

تمرین کنیم تا هنگام مواجه با تنگناها ضمن تقویت توکل در خود، در کمال آرامش راه کار منطقی و عملی

اتخاذکنیم.


3- انسان سالم از زندگی بیشتر احساس رضایت و خوشی می کند و کمتر گرفتار نارضایتی و ناخوشی

میشود. به عبارتی دیگر انسان سالم قسمت پر لیوان را هم میبیند.

واقعیت این است که ما در زندگی خودمان نکات مثبت و ارزندۀ بسیاری داریم که می توانیم به اونها ببالیم و

بافکر کردن بدانها احساس ارزشمند و خوشایندی بکنیم.

طبیعت ما انسان آن است که معمولا نکات منفی را بیشتر می بینیم و مورد توجه قرار می دهیم و باید تمرین

کنیم تا بتوانیم بخش مثبت و خوب زندگی خودمان را ببینیم. حتی اغلب اوقات ما در مورد فرزندانمان هم بیش

از آنکه نکات مثبیشان را ببینیم، نکات منفی آنها را مورد توجه قرار می دهیم.

ندیدن نکات مثبت زندگی خود و دیگران و دیدن و بازگو کردن نکات منفی باعث شده تا به مرور ما تبدیل به

انسان های شاکی شویم که دائما در حال نق زدن و قر زدن هستیم (که اسم آن را فرهنگ نق زدن ونالیدن

گذاشته ام) و در حال حاضر این فرهنگ را ما به وضوح در جامعه خود شاهدیم و جالب آنکه فقط هم می

نالیم و هیچ گاه برای آن کاری نمیکنیم.

بنابراین بیاییم از این پس نکات مثبت زندگی خود و دیگران را هم ببینیم و مورد توجه فرار دهیم تا انشاالله

مثبت اندیشی عادتمان شود که البته واقعیت زندگی ما این است به هر حال از جسم سالم، روان سالم، پدر و

مادر خوب، فرزندان سالم و صالح یا شغلی که از طریق آن امرار معاش میکنیم و هزاران مواهب دیگر

برخورداریم که ممکن دیگران آن را هم نداشته باشند. پس ما از داشتن آنها خرسند و شاکر باشیم.


4- انسان سالم قادر به برقراری ارتباطات و مناسبات دوستانه و صمیمانه با دیگران است.

کسی که نتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، انسان سالمی نیست. انسان سالم به راحتی با دیگران ارتباط

برقرار کرده و روابط عمیق وصمیمی و بلند مدت برقرار کند.

ما چقدر قادریم با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنیم و این ارتباط را تداوم ببخشیم. برقراری ارتباط مؤثر

تکنیکی آموختنی است و هر کس به راحتی می تواند آن را آموزش ببیند و به راحتی هم به کار ببندد.


5- انسان سالم خود عهده دار زندگی خویشتن است.

انسان سالم ضمن اینکه با دیگران مشورت می کند ولی خود مسئولیت عواقب آن را می پذیرد. ما چه می

کنیم؟ آیا دیگران را در ناموفقیت های خودمقصر می دانیم یا خود مسئولیت آن را می پذیریم؟ باید توجه داشته

باشیم هرآنچه در پی مشورت با دیگران برای اهداف ما رخ می دهد، تصمیم گیرنده نهایی خود ماهستیم و

انتخاب خود ما بوده نه زور و اجبار دیگران، پس خود ما باید عواقب آن رابپذیریم.


6-  انسان سالم خود و ديگران را دوست می دارد و از محبت كردن به آنها لذت می برد.

انسان سالم دیگران را صمیمانه دوست دارد و بدان ها عشق می ورزد، انسان سالم از هر اقدامی برای

کمک به دیگران فروگذاری نمیکند.

آیا تا به حال شده درخیابان دست نابینایی را برای عبور از خیابان گرفته و به او کمک کرده باشید؟ چه

احساسی داشتید؟! مطمئنا احساس خوشایندی بوده، آیا او در مقابل به شما چیزی داد که اینگونه خرسند

شدید؟ مطمئنا خیر.

پس چرا تا مطمئن نباشیم ازطرف مقابل چیزی به ما می رسد یا نه، گامی برای او برنمیداریم.

دوستان، همراهان بیاییم دست در دست هم به یکدیگر عشق بورزیم و همدیگر را دوست بداریم. بدانیم که

این لحظات دیگر برنمی گردد، این لحظات با هم بودن و به هم عشق ورزیدن را غنیمت شمرده و تا میتوانیم

دست یکدیگر را در گذر از این دنیا گرفته و یار و یاور هم باشیم.

توجه داشته باشیم که ما در هیچ جا زندگی نمی کنیم، ما حتی بر این کره خاکی هم زندگی نمی کنیم، ما در

قلب کسانی زندگی می کنیم که دوستشان داریم و به آن ها عشق میورزیم.

 

ادامه دارد........

چگونه بهتر بخوابیم

در تحقيق اخيري كه در مورد مشكلات خواب انجام شده ارتباط بعضي عادات غذا خوردن با

خوب يا بد خوابيدن به دست آمده است.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي Real Age، ممكن است بارها براي شما پيش آمده

باشد كه ‌نتوانيد بخوابيد و سرانجام زماني كه خوابتان مي‌برد، تنها چند ثانيه بعد ساعت زنگ

زده و شما را بيدار كند. ممكن است شبهاي زيادي را با نگاه كردن به صبح برسانيد و مشكل

كم خوابي را در تمام طول روز تحمل كنيد.

«اليزابت سومر» نويسنده كتاب آشپزي غذا و حالات رواني مي‌گويد در اين موارد بايد بدانيد كه

شب قبل چه چيزهايي خورده‌ايد. غذاهاي زير مي‌توانند تا ساعتها جريانها و حالات نامناسبي

را در بدن شما ايجاد كنند:

1- غذاهاي ادويه‌دار: سير، انواع فلفل قرمز يا ساير ادويه جات تند هنگام خوردن خوشمزه

هستند اما باعث سوزش معده و سوء هاضمه مي‌شوند.اين كار باعث ديدن خوابهاي نامربوط

مي‌شود.

2-  شام زياد: يك سيستم گوارشي كه تحت فشار باشد ساعتها طول خواهد كشيد تا كارش را

به پايان برساند و وقتي براي استراحت ندارد زماني كه با بدخوابي مواجه هستيد نهار را به

مهمترين وعده غذايي خود تبديل كرده و براي شام در اوايل شب تنها غذايي سبك با 500

كالري ارزش غذايي را مصرف كنيد.

3- گياهخواران : خوردن اينگونه غذاها خوب است اما توجه داشته باشيد كه خوردن لوبيا، گل

كلم و ... حجم قابل توجهي از گاز را توليد مي‌كنند كه مي‌تواند هر كسي را تا صبح بيدار نگه

دارد.

4- سريع خوردن غذا: غذا را به آرامي و با راحتي بخوريد تا هوا با آن وارد معده شما نشود. اين

كار يكي ديگر از عوامل ايجاد مشكلات معده در شب است.

5-  قهوه بعد از صبحانه: كافئين مي‌تواند تا 12 ساعت در بدن شما باقي بماند. بنابراين معمولاً

تا زمان زيادي چشمهاي شما در رختخواب باز خواهد بود. مطمئن شويد كه حداقل تا 12 ساعت

قبل از خواب كافئيني وارد بدن خود نكرده‌ايد. اين امر شامل چاي، شكلات، نوشابه و ساير

مواد كافئين دار نيز مي‌شود. اگر بدخواب هستيد به مدت 2 هفته مصرف كافئين را كنار بگذاريد

و اگر مشكل حل شد بدانيد كه علت همين بوده است. اگر نتيجه نگرفتيد يك يا دو فنجان چاي

يا قهوه را در صبح اضافه كنيد و ببينيد چه اتفاقي خواهد افتاد. اگر بي‌خوابي بازگشت آن را

دوباره قطع كنيد.

روزانه 6 تا 8 ساعت خواب نه تنها باعث تيز شدن چشمها مي‌شوند بلكه در شادابي پوست و

فعاليت خوب ذهني هم مؤثر هستند. به طور كلي اين كار مي‌تواند تا 3 سال هم به عمر

واقعي شما بيفزايد.

مرد هیزم شکن

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو

رودخونه. وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم

شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.

'آيا اين تبر توست؟' هيزم شكن جواب داد: ' نه' فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه

تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه. فرشته

باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد:

آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه

شد. يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شكن

داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده

توي آب. '

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!

فرشته عصباني شد. ' تو تقلب كردي، اين نامرديه '

هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر

لوپز 'نه' مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز

'نه' ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا

رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به

همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

نكته اخلاقي: هر وقت مردی دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيده

از همه لحظات روزتان لذت ببرید!


این تک تک روزهای شماست که زندگیتان را توصیف می کند. در این مقاله، می خواهیم خلاف

این باور متداول که فقط می توانید از زمان استراحتتان لذت ببرید را ثابت کنیم. این مقاله به

طور ویژه برای آنها که مجبورند در طول روزهای هفته به طور تمام وقت کار کنند و همیشه فقط

و فقط منتظر رسیدن آخر هفته ها هستند و قادر نیستند از تجارب و امور روزمره خود لذت

ببرند، بسیار مفید خواهد بود.

 

1-تحسین زیبایی: هر روز ما به اشکال و مدل های مختلف با زیبایی روبه رو می شویم. واقعاً

جای خجالت است که خیلی از آدم ها آنقدر به این زیبایی ها عادت می کنند که دیگر به تحسین

آن نمی پردازند. توصیه ما این است که به آدم ها، گیاهان، اسباب و اثاثیه اطرافتان، ساختمان

ها و ... دوباره نگاهی بیندازید و برای تحسین آن لحظه ای زمان بگذارید.


2- ارتباط با طبیعت: طبیعت مسکنی بسیار قوی برای استرس و فشارهای زندگی مدرن است.

خوردن ناهار در پارک، سر زدن به گلخانه ها یا تماشای غروب خورشید چند ایده ساده برای

لذت بردن از طبیعت است.

3- خنده: ای. ای. کامینگز گفته است، "هدر رفته ترین روز، روزی است که در آن نخندیده

باشید". واقعاً درست است. هیچوقت نباید آنقدر سرتان مشغول باشد که وقت برای خندیدن

نداشته باشید یا آنقدر فرد جدی باشید که لبخند نزنید. درعوض، دور و بر خود را با آدم های

شوخ و بامزه پر کنید تا همیشه خنده بر لبانتان باشد.



4- لذت های کوچک زندگی: یک فنجان قهوه خوب وقتی تازه از خواب بیدار شده اید، بازی

کردن و وقت گذراندن با کودک ساله تان، پختن یک غذای خوشمزه در شب، و ... همه اینها

شاید خیلی هیجان انگیز به نظر نرسند، اما همه آنها لذت های کوچک زندگی هستند. اگر لحظه

ای سرعت خود را پایین بیاوری و برای لذت بردن از این فعالیت های روزمره زمان بگذارید،

زندگی بسیار لذت بخش تر خواهد شد.


5- ارتباط با مردم: این روابط ما با دیگران است که بیشترین خوشحالی و خوشبختی را به ما

می دهد. پس شاید بهترین راه برای لذت بردن بیشتر از کارتان گرفتن ارتقاء درجه و ترفیع

نباشد، بلکه ایجاد روابط دوستانه با همکارانتان باشد.

6- یادگرفتن: بین یادگیری و خوشبختی رابطه بسیار قوی وجود دارد. با این وجود، دیگر بهانه

ای برای تحریک نکردن مغزتان و یاد گرفتن یک چیز جدید در زندگیتان ندارید. می توانید در

زمینه کارتان به اطلاعات خود اضافه کنید.

 

7- فکر کردن دوباره به صبحها و شبهایتان: آیا روزهایتان همیشه در عجله برای بیرون زدن

از خانه است؟ آیا شب ها فقط تلویزیون را خاموش می کنید و به رختخواب می روید؟ تنظیم یک

برنامه برای روزها و شب ها بسیار فایدهب خش است. مثلاً صبحها تنظیم کنید که یک ساعت

زودتر بیدار شوید و آن زمان را برای کار کردن روی خودتان بگذرانید، مثلاً کتاب خواندن،

چیز نوشتن یا ورزش کردن. شب ها هم قبل از رفتن به رختخواب زمانی را به این فکر کنید که

روزتان را چگونه گذراندید.

 

8-جشن گرفتن موفقیت ها: طی یک روز عادی همه ما مطمئناض موفقیت های کوچکی به دست

می آوریم. شاید بالاخره موفق شده باشید با یک مشتری سرسخت برخرود کنید، یک فروش

کرده باشید، یا کسی در کارتان تحسینتان کردهب اشد. البته اینها موفقیت هایی نیست که ارزش

ندارد برایش مهمانی بگیرید اما چرا نباید لحظه ای را برای جشن گرفتن این موفقیت های

کوچک خود اختصاص دهید؟ این تجربه را با کس دیگری درمیان بگذارید، با یک ناهار

خوشمزه به خودتان پاداش بدهید، و ...

دو روز مانده به پایان جهان

دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو

روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی، نزد خدا رفت تا روزهای ب

یشتری از خدا بگیرد .

داد زد و بد و بیراه گفت. خدا سکوت کرد. جیغ کشید و جار و جنجال به راه انداخت. خدا

سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت. خدا سکوت کرد. به پرو پای فرشته ها و انسان

پیچید. خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت. خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست

و به سجاده افتاد. خدا سکوتش را شکست و گفت: 'عزیزم اما یک روز دیگر هم رفت تمام روز

را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی.'

تنها یک روز دیگر باقی است. بیا و حداقل این یک روز را زندگی کن. لابه لای هق هقش گفت:

اما با یک روز؟ چه کار می توان کرد؟ خدا گفت: آنکس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند،

گویی که هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی یابد، هزارسال هم بکارش نمی آید.

و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن. او مات و

مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گوی دستانش می درخشید. اما می ترسید حرکت کند، می

ترسید راه برود، می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد. بعد با خودش گفت:

وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این یک روز چه فایده ایی دارد؟

بگذار این مشت زندگی را مصرف کنم. آنوقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سرو رویش

پاشید. زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا برود. می

تواند بال بزند. او در آن یک روز، آسمان خراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی هم

بدست نیاورد، اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید، روی چمن خوابید، کفش

دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آن ها که او را نمی شناختند سلام

کرد و برای آنها که دوستش نداشتند و بقولی چشم دیدن او را نداشتند از ته دل دعا کرد.

او در همان یک روز با دنیا و هر آنچه در آن است آشتی کرد و خندید و سبک شد. لذت برد و

شرمسار شد و بخشید و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد او در همان یک روز زندگی کرد و

فرشته ها در تقویم خدا نوشتند : 'امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیسته بود!'